سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری
***باده عشق***























***باده عشق***


کاش چشمام کور می شد و نمیدیدم...


کاش گوشام کر می شد و نمیشنیدم...


که چقد پشیمون شده  از اینکه جنگیده بوده...


که چه جوری از دشمنای کشورمون حمایت می کنه...


که به خیلی چیزا میگه بازار گرمی...


دیگه حسرت نمی خوره...


به همه چی میگه افراط...


خدایـــــــــــــــــــا...به هممون کمک کن...


 


 



نوشته شده در چهارشنبه 23/1/91ساعت 2:29 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |


چهارشنبه هفته گذشته رضا عطاران کارگردان فیلم «خوابم می آد» در جلسه نقد و بررسی فیلمش در برج میلاد در پاسخ به خبرنگار خبرگزاری نسیم، مبنی بر استفاده از شوخی های رکیک که در تمام آثار وی مشاهده می شود، گفت : 


"من آدم رکیکی هستم. تغییر هم نمی کنم. از نظر من خیلی از این مواردی که شما به عنوان شوخی رکیک ازش یاد می کنید مسائلی است که در تمام زندگی شما در جریان است. هیچ کدام از این بخش ها مثل فحش دادن و مسائل جنسی، مواردی نیست که نخواهیم از آن ها صحبت کنیم. هرچند که باید بگویم نگران نباشید من متعلق به سینمای سخیف هست".
به گزارش «بولتن» وی ادامه داد: "تا پیری،‌هرچقدر آدم بزرگتر می‌شود، متوجه می‌شود، توالت چیز بدی نیست، فحش دادن چیز بدی نیست، مسایل جنسی چیز بدی نیست و شما هم بعدا این‌ها را متوجه میشوی!"
این اظهارات عطاران که با سکوت معنادار بسیاری از مدعیان عرصه هنر و فرهنگ رو برو شد، پس از تاخیر یک هفته ای پاسخ داده شد.
حجت‌الاسلام شهاب مرادی در برنامه شب گذشته "پارک ملت" در پاسخ به عطاران به نکته ای جالب اشاره کرد. وی گفت: به آن آقایی که مدافع سینمای سخیف بود عرض می‌کنم؛ ما اگر به دنبال سینمای سخیف بودیم نیازی به این همه هزینه نبود و انواع جذاب‌تر و با کیفیت‌تر آن را از هالیوود و سینمای غرب وارد می‌کردیم. هدف ما "سینمای متعالی" است.





 


نوشته شده در چهارشنبه 10/12/90ساعت 12:55 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |

ای مالک اگر شب هنگام کسی را در حال گناه دیدی


فردا به آن چشم نگاهش مکن


شاید سحر توبه کرده باشد و تو ندانی...


 


 



نوشته شده در پنج شنبه 22/10/90ساعت 3:10 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |

خدایا به شکرانه این پیروزی بزرگ،خوش دارم که هدیه ای تقدیم کنم،اما چیزی جز جان ندارم.


از بهترین جوانان،حیات و هستی خویش را تقدیم کردند،عده ای اموال خود را،عده ای کار و مصالح و منافع خود را.


من از شدت سرور می سوزم،می لرزم،شرم زده ام،و نمی دانم تو را چگونه شکر کنم.می خواهم همه چیز خود را بدهم.می خواهم خود را قربانی کنم.با کمال اخلاص آنچه دارم تقدیم می کنم،مالی ندارم،ملکی ندارم،درویشم،بی چیزم،فقط قلبی سوزان دارم که آن را تقدیم کرده ام و جانم نا چیزتر از آن است که برای تقدیم آن بخواهم منتی بگذارم،جانم که چیزی نیست.


خدایا من آمده ام،با همه وجودم ،با قلبم و روحم،آمده ام که خود را قربانی راه تو کنم،آمده ام تا همه حیات و هستی خود را به شکرانه این پیروزی بزرگ تقدیم تو کنم.


من چیزی از تو نمی خواهم .من سربازی گمنامم،من درویشی سر و پا برهنه ام،و هنگامی که چشم از جهان فرو می بندم می خواهم هیچ چیز نداشته باشم،می خواهم فقط به خاطر خدا باشد،می خواهم از هر شائبه خودخواهی و خودبینی به دور باشم،می خواهم بسوزم تا راه را روشن کنم،می خواهم رسالت بزرگ اسلامی ما تحقق بپذیرد، و این تحقق بزرگترین پاداشی است که مرا خوشحال میکند.راستی که چه پاداشی بزرگتر از پیروزی رسالت محمدی (ص) ، از گسترش عدل و عدالت، از سیطره انسانیت از نفوذ حق و عدالت بر همه انسانها


 


 



نوشته شده در پنج شنبه 1/10/90ساعت 8:11 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |

گفته های صادق زیبا کلام در مناظره با حسین الله کرم:




 شما اگر از دانشجویان من سؤال کنید که آقای زیباکلام عید نوروز را به شما تبریک می‌گوید یک دانشجوی من نمی‌گوید که اینگونه است، زیرا از نظر من عید فقط عید قربان و عید فطر
است، دو عیدی که رسول‌الله بزرگ دانسته است
،‌ شما به صورت تیغ‌انداخته من نگاه نکنید من یک موی محمدبن عبدالله را به صد تا کوروش، داریوش، خشایار، تخت جمشید و ایران و گذشته آن نمی
‌دهم...


 


نوشته شده در پنج شنبه 17/9/90ساعت 4:43 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |

خم شد گذاشت روی زمین گوشواره را


تا قدری التیام دهد گـوش پاره را


آتـش گرفتـه گوشـه ی دامـان کوچکـش


آبی نبود چاره کند ایـن شـراره را


از خیمه های سوخته تا گود قتلگـاه


هاجر شد و دوید به هر سو اشاره را


باران تـازیانه و سیلاب سیلی، اشـک


تاریـک کـرده بود نگـاه ستـاره را


از حال رفت،بوتــه ی خـاری پناه شـد


در خـواب دید کودکی و گاهـواره را


در خواب دید رفته مدینه وتشنه نیست


لب باز کرد و خوردن آبـی دوباره را


**


زینــب تمام همسفـران را ردیف کـرد


گم کرده بود دختر چندم...شمـاره را!




"پروانه نجاتی"


 


 



نوشته شده در سه شنبه 15/9/90ساعت 4:20 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |

نام تـو بـر کتیبـه پیکـار مانـده اسـت


در لا بـه لای این همه نیـزار مانده اسـت


اینجـا تمـام پنجـره هـا بـا حضــور تـو


فریـاد می زنند که سـردار مانـده اســت


از آن طـرف تلاطـــم یـک مشــت بـوف کـور


در ازدحـام نکـبـت و ادبـار مانـده اسـت


اینجا چه حکمتی ست که این مشـک تشنـه نیز


در انتظـار یک لـب تـب دار مانـده اســت


نــام تــو در تمـامـی تـاریـخ روزگــار


اسطــوره همیشــه علمـــدار مانـده اســت


آنجــا ســری بـه روی دلــی آب میــشــود


آرام بــاش لحظــه دیــدار مانــده اســت


 


 



نوشته شده در یکشنبه 13/9/90ساعت 12:55 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |

حضرت علی اکبر (ع) نخستین شهید بنی هاشم در روز عاشورا بود و در زیارت

شهدای معروفه نیز آمده است: «السلام علیک یا اول قتیل من نسل خیر سلیل».


علی اکبر (ع) در نبرد روز عاشورا دویست تن از سپاه عمر سعد را در دو مرحله

به هلاکت رسانید و سر انجام ممر بن منقذ عبدی بر فرق مبارکش ضربتی  زد و او

را به شدت زخمی نمود.آنگاه سایر دشمنان، جرات و جسارت پیدا کرده و به آن

حضرت هجوم آوردند و وی را آماج تیغ شمشیر و نوک نیزه ها نمودند و مظلومانه

به شهادتش رسانیدند.


امام حســــین(ع) در شهادتش بسیار اندوهناک و متاثر گردید و در فراقش

فراوان گریست و هنگامی که سر خونین اش را در بغل گرفت،فرمود:«ولدی علی علی

الدنیا بعدک العفا» فرزندم علی،دیگر بعد تو،اف به این دنیا...




 



نوشته شده در جمعه 11/9/90ساعت 12:25 صبح توسط یادگاری ها ( ) | |

مرا که سوخته جانم شراره لازم نیست


بیا کنار یتیمت کناره لازم نیست


بیا که در دل این آسمان ظلمانی


چو ماهروی تو باشد ستاره لازم نیست


***


باز این چه شورش است که در خلق آدم است


باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است



نوشته شده در یکشنبه 6/9/90ساعت 6:32 عصر توسط یادگاری ها ( ) | |

قالب جدید وبلاگ پیچک دات نت